زمانی نشستم و شعر نوشتم
وقتی که عاشق شدم و به جز او کسی دیگر را ندیدم
وقتی شعر نوشتم که تنها ماندم و کسی را نداشتم
وقتی شعر نوشتم که حال و کارم بد شد
می دانستم عاشقی بد دردی
ولی نمی دانستم که تا این حد بد است
نویسند:شیرین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 23:8 توسط شیرین |
